بهتره در ابتدای امر به تاریخچه اون نگاه کنیم و در ادامه ربط اون رو به کریپتوکارنسی مورد توجه قرار میدیم.
در گذشته نه چندان دور شاید حدود ۱۰۰ سال پیش رسانههایی که وجود داشت شامل رادیو و روزنامه بوده و این رسانهها هم در اکثر مواقع نشر دهنده یک تفکر سیاسی و طرفداری از یک دولت بودند یعنی در واقع در اختیار دولتها قرار داشتند ، دولتها تأمین کننده مالی این رسانهها بودند و در سوی مقابل این رسانهها هم طرفداری دولتها را میکردند و در پی نشر افکار دولتها در میان مردم بودند
نمونه فوق العاده بارز و مشخص هم در کل دنیا میتونیم به رسانه بیبیسی یا خبرگزاری بریتانیای کبیر اشاره کنیم که کم کم در طی سالیان به خاطر تامین منافع دولت بریتانیا حتی به زبانهای مختلف این رسانه رو گسترش داده و در پی تامین منافع این دولت تلاش کرده و فوق العاده رسانه گستردهای تونسته تشکیل بده .
اما کم کم با پیشرفت اینترنت و شبکههای اجتماعی رسانه از قدرت دولتی خارج شده و در اختیار عموم مردم قرار گرفته یعنی هر کسی که قدرت تولید محتوا داشته باشه میتونه صاحب رسانه باشه و این نکته بسیار در حال حاضر حائز اهمیت هست.
یعنی طوری که این قدرت تولید محتوا میتونه باعث تولید درآمد بشه، میتونه باعث ایجاد قدرت برای اون شخص بشه یه قدرت رسانهای باشه خیلی وقتها افرادی رو میبینیم که از خدمات یک موسسه ناراضی هستند و سریعاً با اشاره به اینکه از طریق رسانه این رو مطرح میکنند دنبال این هستند که خدمات بهتری رو دریافت کنند و بالاخره این رسانه عمومیتر شده در اختیار عموم مردم قرار گرفته اما ربط داشتن رسانه به دنیای کریپتوکارنسی چیه؟!
جدیداً مرتبط به همین کامیونیتی ها میشه کامیونیتی ها میشه در واقع داشتن جامعه طرفداران؛ بسیار مهمه یعنی این مقدار طرفدارانی که افراد در رسانههای مختلف تونستند برای خودشون ایجاد کنن نشان دهنده تاثیرگذاری اونها بر جامعه است،
حالا فرض کنید یک سری افراد معروف وجود دارند که حالا نمونهاش میتونیم به آقای پاول دوروف یا به آقای ایلان ماسک اشاره کنیم به عنوان دوتا نمونه که این افراد به لحاظ هوش سیاسی اقتصادی بسیار سطح بالایی دارند و متوجه این قضیه هم هستند که هر قدمی که اونها برمیدارن بسیار برای فالورها و کسانی که این افراد رو دنبال میکنند مورد توجه قرار میگیره پس این جامعه طرفداران اینجوری فکر میکنن که اگر این افراد صاحب قدرتی باشند به لحاظ اقتصادی چه تاثیری رو میتونن روی جامعه داشته باشند؟!
این از بحث رسانه اما در سوی دیگر ما بحث ارز یا پول را در گذشته داشتیم که هر کشوری پول مخصوص به خودش رو داشته و در واقع ایجاد پول یا ارز توسط یک قدرت سیاسی اداره میشده اما با ایجاد ارزهای دیجیتال این محدود شدن ارز به دولتها هم به نوعی از بین رفته یعنی افرادی که صاحب یک ایده اقتصادی هستند یا یک ایده تأثیرگذار به لحاظ اجتماعی هستند میتونن با ارائه این ایده به دنیای دیجیتال یک ارز دیجیتال برای خودشون ایجاد کنند و اون را تبدیل به یک ارز دیجیتال کنند و یک پایه اقتصادی برای خودشون نسبت به اون ایده ایجاد کنند
حالا از ترکیب بحث قبلی که مربوط به رسانه بود و ترکیب این بحث با ارز دیجیتال متوجه میشید که افراد با داشتن یک جامعه طرفداری و یک ایده اقتصادی میتونن قدرتهای خودشون را اداره کنند یعنی دیگه اون انحصار قدرت از داشتن یک دولت برای رسانه از داشتن یک دولت برای داشتن پول دیگه خارج شده و هر شرکت، نهاد حقیقی یا حقوقی به راحتی میتونه رسانه خودش و پول خودش رو داشته باشه.
از سویی این میتونه نگران کننده باشه اما از سویی این تقسیم قدرت میتونه به ترویج عدالت در سطح جامعه بیشتر کمک کنه بسیار مبحث گستردهای هست اما از نگاه جذابی هم میخوایم این رو بررسی کنیم فکر کنید شما طرفدار شخصی به اسم ایلان ماسک هستید اینکه تونستن انقدر ثروت اندوخته کنه بسیار برای شما جذاب هست حالا این شخص میاد و از ارز خاصی اعلام طرفداری میکنه و یک قدرت اقتصادی رو به دست میگیره
سبکهای مختلفی هم برای داشتن ارزهای دیجیتال ارائه شده ، آقای ایلان ماسک تصمیم گرفت که بیاد از ارز دوج کوین طرفداری کنه و اون رو به اصطلاح منتسب به خودش کنه یا آقای پاول دوروف اومده کلاً سیستم تون کوین و ارزهای حیطه اون رو به عنوان ارز مورد علاقه اش مورد توجه قرار داده بسیار مبحث جذابی هست مخصوصا به لحاظ تقسیم قدرت .
به طور مثال شاید در چند سال آینده همین مبحث میتونه اون قدرتهای اقتصادی رو تقسیم کنه و مردمیتر بشه به طور مثال الان آمریکا به شدت داره از نظر اقتصادی با بسیاری از کشورها جدال میکنه اما این تقسیم قدرت میتونه این قدرت را از دلار بگیره و وارد حیطههای دیگهای بکنه.
گردآورنده






